وقتی یه دختر بخاطر ی پسر اشک میریزه 

 

یعنی واقعا دوسش داره....

    آپلود عکس رایگان و دائمی

اما وقتی یه پسر به خاطر دختر اشک بریزه 

یعنی دیگه هیچ وقت کسی رو مثل اون دوست نخواهد داشت... 

 

 

/ 53 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Milad

اندکی آنســــــــــــوتر... جاییســــــــت که یک دوســــــــت در آنجــــــــــــــــا دارم.... هر کجا هست ، به هر حال ، به هر فکر ، به هر کار عزیز اســــــــــــــــت برایــــــــــــــــم "خدایــــــــا" تو خودت غرق سعــــــــادت دارش...

Milad

این چیزی بود که تو امروز به من ثابت کردی

یاس بنفش

ر دلم، دلتنگی ام را... در سکوتم، حرف های نگفته ام را... در لبخندم، غصه هایم را... دل من... چه خردسال است! ساده می نگرد ! ساده می خندد ! ساده می پوشد ! دل من... از تبار دیوارهای کاهگلی است!!! ساده می افتد ! ساده می شکند ! ساده می میرد...

علیرضا

سلام خوبی ممنونم که بهم سر زدی اپت عالی بود ببخش نبودم چون هم تنظیمات مودمم بهم ریخته بود همم تهران نبودم همم امتحانات ترمم بود با یه اپ جدید بنام به این سئوالات پاسخ بدین اپم بیا و سئوال هارو جواب بده من خودم جواب دادم برو ببینش منتظرتم

Ro00z

اگه تو هم نی نی هستی میتونی به راحتی مامانو كفری كنی و حالشو ببری! وقتی مامان تو رو میبره مهد كودك حسابی گریه زاری كن! بد نیست یكم وجدان درد بگیره! وقتی مامان بهت غذا میده تف كن! وقتی بابا میده بخور و لبخند بزن! علم ثابت كرده اگه غذا رو بمالی به صورتت خوشمزه تر میشه! جغجغتو بنداز زمین ... ببین مامان چن بار خم میشه؟! اگه ده بار كمتر بود جیغ بكش كه لاغر تر و خوشكل تر بشه! وقتی مامان انگشتشو میكنه تو دهنت تا ببینه دندون در آوردی یا نه گازش بگیر تا بفهمه دندون درآوردی! تو تخت خودت نخواب ... تخت مامان اینا یك حالی میده! یاد بگیر در توالت رو از تو قفل كنی و جیغ بكشی! وقتی مامان میپرسه چیكار میكنی همیشه بگو هیچی مامان جونم! زمستونا وقتی مامان لباساتو تنت كرد بگو ماماااااااااااااااااان ... جیش! نذار سرتو شیره بمالن! غذای مامان بابا خوشمزه تره! یادت نره آدم قبل از اینكه قاشق چنگال داشته باشه انگشت داره! حرفی رو كه مامان میگه بی تربیتی هست رو همیشه یادت بمونه تا بعد ازش استفاده كنی! میخوای همه بخندن؟! به مامان بگو میترسی تنهایی سوار سرسره شی! میدونی یكی از كارایی كه مامان خیلی دوس داره چیه؟!

مصطفی

من، انبوهی از این بعدازظهرهای جمعه را، بیاد دارم، كه در غروب آنها، در خیابان، از تنهایی گریستیم، ما، نه آواره بودیم، نه غریب. امّا، این بعدازظهر های جمعه، پایان و تمامی نداشت. می گفتند از كودكی به ما، كه زمان باز نمی گردد، اما نمی دانم چرا، این بعدازظهرهای جمعه، باز می گشتند!

پرنیان

راس میگی واقعن[ماچ][ماچ][ماچ]

Milad

چــــــــــــــــرا سر نمیزنی به من

Milad

یادی نکـــــــــــــردی

یاس بنفش

گـــــــــــــاهی بـــایـــــد کســــــانــــی را از گـــذشــــتـــه مـــــان فــــــرامــــوش کـــنــیــم بـــــه یــــــک دلـــیـــل ساده: آنــــهــا بـــه آیـــنــــــــده مـــــــان تــــعــــلــق نــــــدارنــــــــد