دعوت

 

  

به کوه گفتم عشق چیست؟        لرزید.

 به ابر گفتم عشق چیست؟        بارید.

 

  به باد گفتم عشق چیست؟         وزید. 

  به پروانه گفتم عشق چیست؟     نالید.

 
به گل گفتم عشق چیست؟
     پرپر شد.
 
به انسان گفتم عشق چیست؟ 
 
اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟     دیوانگیست!!!

 

/ 8 نظر / 6 بازدید
مخمد

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا..............................................باشه[تعجب][ناراحت][عصبانی][گریه][قهر][افسوس][نگران][دلشکسته][شرمنده][بازنده][من نبودم]

مخمد

[گریه][دلشکسته]دلم شکوندی....

مخمد

[گریه][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

الناز

شلاااااااااااام مرجان خانم خیلی وب قشنگیییییییییییییییییییییه ای ول [[لبخند][قلب][خداحافظ]

Mha

وب قشنگی داری[لبخند] امیدوارم هیچ وقت به غم دلتنگی دچار نشی.

Mha

مرسی که سرزدی! بازم بیا خوشحال میشم.

maryam

مثل یه شمع در تاریکی شبها دارم میسوزم سرپا وجودم از عشق ولی لبانم و به هم میدوزم کلبه عشق رو تو رو یاهام با تو ساختم ولی پس از رفتنت چه عاشقانه باختم

تنها

خیلی سخته یکی رو دوس داشته باشی ولی اون هیچوقت درکت نکنه همه خیال میکنن که پروانه عاشق شمع شده و هی دورش میچرخه درصورتی که این شمعه که به خاطر چند دقیقه خوشحالی معشوقش که پروانه است ذره ذره ذوب میشود آره این شمعه که میسوزه و این طوری عشق بازی میکنه بدون این که پروانه متوجه بشه خودش رو فدای معشوقش میکند