افـــــــــــتخار - قلب یخی



قلب یخی

یه بار عاشق شده بودم و شکست عشقی بدی خورده بودم!

 

واسه همین رفتم تو اتاق و درو رو خودم بستم…

 

بعد از یه ساعت صدام کردن که بیا شام بخور داره سرد میشه !

 

گفتم: من دیگه هیچی نمیخورم ، میخوام بمیــــــــرم

 

گفتن : شام ماکارونیه ، ته دیگ سیب زمینی هم داره که دوس داری

 


 

یعنی اونو بیشتر از ماکارونی دوست داشتی؟!

 

نامردا نقطه ضعفِ منو پیدا کرده بودننیشخندنیشخند

 

""

""

 

 

 

به قلبم افتخار میکنم . .
باهاش بازی شد . .
زخمی شد . .
بهش خیانت شد . .
سوخت و شکست . .
اما هنوزهم به طور عجیبی کار میکنه
.....

 

""

""

""

""

میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی

ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی

رو بگیری که با خدا حافظی بعضی ها از چشمت جاری میشه . .


نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/۱ ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط maaarjan| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت