قلب یخی



قلب یخی

از زندگی از این همه تکرار خسته ام

از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه

امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام

دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم

آه ... کزین حصار دل آزار خسته ام

بیزارم از خموشی تقویم روی میز

وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

از او که گفت یار تو هستم ولی نبود

تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید

از حال من مپرس که بسیار خسته ام...



 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٠ ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ توسط maaarjan| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت